X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

محرم است

محرم که میاد این جمله خیلی  ذهنمو  مشغول میکنه

اگر دین ندارید آزاده باشید



و افسوس که روز به روز از شمار

آزادگان

کاسته و بر شمار دین دار نماها افزوده میشود

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 23 آذر 1389 ساعت 22:40 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (22)
چهارشنبه 24 آذر 1389 00:06
دریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکترجون
من از کویرم نزدیگ های بم.................
ازعتیادخیلی چیزها دیدم .............
نمی دونم چی بنویسم حس میکردممیتونم برات بنویسم ولی ..............
دوباره میام
چهارشنبه 24 آذر 1389 02:47
من(رها)!
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چهارشنبه 24 آذر 1389 09:28
رز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
تو وبگردی هام امروز اینجا را پیدا کردم. دلم گرفت از این نوشته تون . باز بهتون سر میزنم .
چهارشنبه 24 آذر 1389 09:47
عارفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درسته!
چهارشنبه 24 آذر 1389 09:53
عارفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی انطور که گفتن اونجا مدرک شما را قبول ندارن و باید یک دوره ی حدودا ۲ ساله بگذرونید و امتحان بدید تا تازه به عنئان پزشک عمومی مجوز کار داشته باشید!
چهارشنبه 24 آذر 1389 14:05
زهره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ما نیز موافقیم...
چرا همه ی اونایی که بزشکی خوندن احساس تنهایی میکنن؟
وب جالبی دارید...
خوشحال میشیم به ما هم سری بزنید...
چهارشنبه 24 آذر 1389 14:13
زهرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بزشک شدن ۲ چیز اساسی لازم داره:
۱/عاشق بودن
۲/دلسوز بودن
چهارشنبه 24 آذر 1389 14:14
زهرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی من همون زهره هستما...
اشتباه تایبی بود...
نمیدانیم چرا امروز انقدر اشتباه میکنیم...
چهارشنبه 24 آذر 1389 18:09
شاه پریــــــــــــا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلم میگیره از اینهمه چشم و هم چشمی از اینهمه غرور و ادعا داشتن کاش دوباره کمی مهربانی بین مردم جاری میشد...

دقیقا مشکل اینجاست که اینجا گزینه ای برای نظر خصوصی نداره یا من نمیبینم
چهارشنبه 24 آذر 1389 18:18
دختر مرده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حقیقت تلخ دنیای این روزهای ما
چهارشنبه 24 آذر 1389 19:13
شین استوک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حقیقت جز این نیست...
چهارشنبه 24 آذر 1389 19:30
جیگر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دک.من اینا رو خوندم خیلی وحشتناک بود.منم واست یه خاطره میگم.من midwife هستم یه روز تو post partom واسه اولین بار یه زن معتادو دیدم خیلی چاق بود داشت بچشو شیر میداد با ترس رفتم جلو بهش گفتم نی نی تو شیر نده گفتش بیا جلو ببینم چی میگی باز رفتم جلوتر گفتم به بچه شیر نده بعد یه نگاه وحشتناک بهم کرد (بهش نرسیده بود) گفت به تو چه یه مشتم حواله دلم کرد افتادم و سر مبارکم خورد به تخت پشتی . اینم خاطره گند من از مهتادا.
چهارشنبه 24 آذر 1389 19:34
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بد نبود
چهارشنبه 24 آذر 1389 19:42
پزشک دلخواسته(همسفر)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر...خدا قوت...خسته نباشید

"اگر وجدان آگاه خود را از امید و خوش بینی سرشار سازید ضمیر باطن و ناآگاه وفادارانه به افکار شما پاسخ مثبت خواهد داد..."
این یک جمله ترجمه ای از "قدرت فکر" اثر "جوزف مورفی" بود که من تقدیم شمایی که پزشک ایران عزیزمون هستید میکنم!
اما چرا این جمله؟؟؟......بخاطر 1.(خاطرات تلخ زندگی یک پزشک و......
روزگار میگذرد و آرزوها و حسرتها میماند و من تنها که هنوز نمیدانم فردا چه میشود) و 2.(پروفایلتون)دکتر شاد باشید...بخندید تا زندگی هم به شما لبخند بزنه...نه شما منو میشناسید و نه من شما رو اما صمیمانه براتون بهترین ها رو از خداوند منان خواستارم.شما پزشک این مرز و بومی و من دست بوس همه ی پزشکانم!!!امیدوارم تو کارتون همیشه موفق باشید.
دلتون شاد و لباتون خندون...پزشک دلخواسته

راستی دکتر!!!زیاد سخت نگیرید...چرا این فکر رو میکنید که افسوس که روز به روز از شمار آزادگان کاسته و بر شمار دین دار نماها افزوده میشود!!!!!!!
کاملا میدونم و میفهمم از چی حرف میزنید اما اینم یادمون نره که عظمت عاشورا و عزاداریاش یه چیز غیر قابل وصفه...شاید به قول شما همون دین نمایی که بخاطر دین نمایی میره عزاداری معجزه ای براش اتفاق بیفته و تحول عظیمی در زندگیش رخ بده...اگه اشتباه میگم حاضرم اشتباهمو قبول کنم!!!ولی خداییش به نظر شما این جوری نیس؟؟؟
خلاصه سرتونو درد آوردم...شرمنده!
شمایی که پزشک ایرانی، به وجود شما و امثال شما همه و همه افتخار میکنند...
شاد و آسمونی باشید دکتر
پاسخ:
من میگم از شمار آزادگان کاسته میشود
همین
نه کاری با مردم و اینهمه عشق به امام حسین ندارم
چهارشنبه 24 آذر 1389 21:55
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . چند تایی از پست هاتون رو خوندم جالب بود ولی چیزی که ناراحتم کرد اینه که چرا فقط از تلخیها مینویسید؟ به نظرم دور و برمون اونقدر زشتی و تلخی میبینیم که نوشتنش دردی رو دوا نمی کنه .........خوش باشید و سلامت
پاسخ:
تلخی ها هستند که هم باعث ثفکر و همه باعث قدر دانستن خوشی ها میشوند
پنج‌شنبه 25 آذر 1389 08:50
مترسک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام. وبلاگ جالبی دارید، از این به بعد بیشتر مزاحم می شم.

اگر یه وقت خواستید از قصه های زندان رمز دار بنویسید ما رو فراموش نکنید
پنج‌شنبه 25 آذر 1389 19:54
visno
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستش یه چیزی میخواستم بگم بعضی از کامنت ها رو که خوندم پشیمون شدم
یه چیزی تو مایه های لباس سرخ بود ویط عزاداری
پنج‌شنبه 25 آذر 1389 21:16
علی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حقیتی خیلی تلخ
جمعه 26 آذر 1389 05:02
شب و دلتنگی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این دکتر غفاری بنده خدا چقدر بدشانس بوده .کمی از من نداره
جمعه 26 آذر 1389 23:25
دکتر!
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر جان
وبلاگ خیلی جالبی دارین که تازه امروز پیداش کردم.

در مورد استرالیا باید بگم که اونجا مدرک جی پی رو قبول ندارن.
و در ضمن پذیرش رزیدنتی اونجا خیلی سخته!

پیشنهاد من به شما المان هستش که از هر نظر خیلی عالیه
میتونین از این سایت هم کمک بگیرین

http://www.parscareer.com/doctorDEUSCH.htm
پیشنهاد میکنم یه سری به موسسه گوته در تهران بزنین و با پزشکانی که اونجا زبان میخونن مشورت کنین

موفق باشین

یکشنبه 28 آذر 1389 17:51
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بسیار زیبا
چهارشنبه 1 دی 1389 18:22
سیمین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر.گل گفتید نمیدونی چی از دست این موجودات میکشیم.بعضی ها هر روز یک رنگی هستن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد