X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

دلتنگی ها

بادی بر نخاست

قاصدک ها


زیر پا له شدند

تاریخ ارسال: جمعه 24 دی 1389 ساعت 15:27 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (7)
جمعه 24 دی 1389 19:36
مهندس آکله
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قاصدک در دل من٬ همه کورند و کرند. دست بردار ازین در وطن خویش غریب. برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس٬ برو آنجا که تو را منتظرند...
جمعه 24 دی 1389 20:43
rohollah
امتیاز: 0 0
لینک نظر

بیا با قاصدک ها به فردا سفر کنیم. فردایی نا پیدا . در سفر به غروب خورشید برسیم

خوبی دکتر؟!
جمعه 24 دی 1389 20:59
سوما ... (دختر کورد)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
زیبا بود ...
جمعه 24 دی 1389 22:51
حمید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شنبه 25 دی 1389 01:36
من(رها)!
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این دلتنگیم منو یاد گوشیم که دزدین انداخت!!! منم خیلی دلم تنگشه!!!
پاسخ:
ای بابا ۱ ماه بود گوشی خریده بودی
یه دزگیر واسش بگیر
شنبه 25 دی 1389 09:28
شهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قاصدکها از خبرهای ناگوار و دلتنگ کننده افسرده و بال شکسته شدند و توان پرواز ندارند. کو دیار خوشیها که قاصدکهاش سبک بال و خوشحال پروازکنند.
سه‌شنبه 28 دی 1389 14:46
خط سوم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فوق العاده بود!!
فوق العاده
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد