X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

ادامه بد شانسی ها قسمت 2

جراحی ماشین

ماشینمو دادم تعمیر چون استارت نمیخورد.قرار شد تا عصر آماده بشه که عصر تعمیر کار زنگ زد که این وسایل که گرفتی اشتباه داده بیا برو عوضشون کن.رفتیم و عوضشون کردیم البته بعد از رفتن به چندتا نمایندگی.گفت شب ماشین آماده است.شب شد و خبری نشد.فردا ظهرش رفتم که ماشینو بگیرم.

تعمیرکار میگه استارتش مشکل نداره باطریش خرابه

میگم:میدونی مثل چی میمونه کار شما؟

میگه:نه

میگم:مریضو جراح میبره اتاق عمل که آپاندیسشو عمل کنه.بعد از اینکه شیکمشو باز مکینه.میاد میگه این آپاندیسش مشکل نداره دستش شکسته

باطری خریدن و عابر بانک ها:

رفتم باطری خریدم برا پولش رفتم بانک روبرو که پول بگیرم از عابر بانک پول که نمیده هیچی دوتا کارتم که داشتیم پس نمیده.حالا من موندم با جیب خالی.

مرکز ترک اعتیاد و 110:

واسه باطری خریدن چک میدیم.مستقیم میرم مرکز ترک اعتیاد.یک مریض داشتیم که 4 روز دارو گرفته دوباره آمده .میگم یک تست بده؟

میگه:نمیخوام مواد مصرف کردم

میگم:نمیشه برات دارو بنویسیم شما که مواد مصرف کردی و این ترک محسوب نمیشه

میره پیش مسئول مرکز و داد و بیداد راه میندازه که من بیمارم و من فلان میکنم.میاد تو اتاق من و میگه من میکشمت  و.....محل نمیزاریم بهش باز داد و بیداد میکنه.

زنگ میزنم 110 و از شانس خوب 5 دقیقه بعد مرکزه

معتاده موش شده و قصد فرار دارهو مدام میگه من یه غلطی کردم و....

ماموره میگه دکتر اگه شکایت داری ما ببریمش

دلملن میسوزه میگم نه من شکایتی ازش ندارم

منتها میگه باید صورت جلسه بشه و اگه دوباره مزاحمت ایجاد کرد گزارش هست ما اقدام میکنم

معتاده افتاده به التماس و...

و حالا ول کن نیست که من باید دستتونو ببوسم و حلالم کنید و...

میگم نه از اون تهدیدات نه از این کارات

میگه من نمیدونستم پزشک زندونید

میگم :حالا که فهمیدی مواظب باش پس

مدارک نابود شده

برا یه وام صد تا مدرک بانک گفته باید جور کنی از مدرک پزشکی تا پروانه مطب.پروانه مطبم که هنوز تمدید نکردم چون امتیاز جور نشده.پروند قبلی را  میرم کپی بگیرم .میبینم به به پروانه مطب.پروانه دائم پزشکی کارت نظام پزشکی به طرز عجیبی نابود شدان.مدارک تو یه پوشه بودن و چند روز تو صندوق عقب ماشین.نمیدونم چی شده که نابود شدن.شانس گفت ازشون کپی دارم .حالا از کپی ها کپی گرفتم وببینم چیکار کنیم با این خوش شانسی ها.موندم کی این هفته تموم میشه

قفل باک ماشین

امروز صبح رفتم بنزین بزنم در باک ماشینم باز نمیشه.دقت میکنم میبینم به به یه چوب تو قفل در باک ماشین رفته .حالا اینو بزار کنار دو تا خش محکم که دورتا دور ماشین در زندان برام کشیده

تنها شانسی که داشتم این بود که یه ذره بنزین تو باکم مونده تا امروز عصر یه کاری بکنیم قفل باک ماشینو.میخوام رو ماشینم بنویسم بابا این ماشین پزشک زندانه نه رئیس و....

پی نوشت:

1-یه زندانی جدیدا ورود داشتیم که متاسفانه دانشجو بود و متاسفانه معتاد به شیشه که خودش میگفت برا پایانامه مجبور شده لخت بشه که گرفتنش اوردن زندان.البته لخت شدنشو راست میگفت ولی پایاننامه را احتمالا توهم شیشه براش ساخته بود

2-سپاس ویژه از دوست عزیزی که در جهت حل مشکل گواهی های من لطف کردند.سپاسگزارم







تاریخ ارسال: چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 ساعت 11:43 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (22)
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 11:54
aazam
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
براتون ایمیل زدم
پاسخ:
مرسی لطف بزرگ میکنی
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 14:23
ستاره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر جان دیگه بد شانسیاتو ننویس، میگن دنباله دار میشه
ایشالله رفع بلا و ضرر
پاسخ:
ایشالله
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 15:27
ناهید کوچولوو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همش رو گردن شانس ننداز
پاسخ:
گردن کی بندازیم پس
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 16:23
ستاره آسمان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به قول مادر بزرگ خدا بیامرزم شبهای شنبه یک صدقه کنار بذار برای طی هفته ات و اینکه خوب شروع و تموم بشه

ولی باید بگم ایم مسائل برای هر کسی ممکنه پیش بیاد و جز روزمرگیها حساب می شه حالا بدیش این شده که همه تو یک هفته اتفاق افتاده
پاسخ:
درسته
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 20:09
شهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر جان از خونسردیت خوشم میاد . انشااله که دیگه بدشناسی نیاری و مشکلی برات پیش نیاد .
پاسخ:
مرسی
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 20:24
مغازه داری در فرنگ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جناب آقای دکتر عزیز خیلی متاسفم بابت اوضاعی که براتون پیش اومده ... حالا این بدشانسیتون مسری نباشه؟
پاسخ:
خدا نکنه
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 21:10
بلندترین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حالا هی بگید من بدم!

دیدید 110 رو لازم داشتید
پاسخ:
پیشبینی هات حرف نداره
بگو هفته آینده چی میشه
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 22:21
سودایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خسته نباشید
از مطالبتان استفاده می کنیم
راستی سژاسگزار با «ز» است.
پاسخ:
مرسی بابت یاد آوری
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 22:22
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شرمنده خودم اشتباه نوشتم سپاسگزار
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 23:03
saba
امتیاز: 0 0
لینک نظر
dr u alan ba tamame in sakhtia o moshkelato kar sakhte zendan age be aghab bargrdid bazam pezeshk mishodin?!arzeshesh in hame darsaye sakht ro dare?!moafagh bashin
پاسخ:
نمیدونم چی بگم
شایدم نه
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 03:33
یه غریبه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من که اگه جای اون معتادها بودم، بخاطر ترس از سرایت نحسی هم که شده عمراً به شما مراجعه نمی‌کردم!
پاسخ:
درک نمیکنن که
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 03:56
یک اشتباه معمولی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ای بابا ! امان از وختی آدم بیفته رو دور بدشانسی !
بعدش : احتمالن پایان نامه ی دانشجوهه در زمینه ی پور.نو و این چیزا بوده !!
پاسخ:
نمیدونم
البته شیشه هم مصرف میکرد ممکنه توهم زده باشه
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 12:50
مازیار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام-ببخشید ایا شماازمسعود مشهدی و وبلاگ تلخ نوشته ها خبر یا ادرس جدیدی دارید؟ لطفا مرا در جریان قرار دهید.سپاس.
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 13:50
یه دیوونه خسته(رها)!
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر می گم شاید از بس با همه چیز مشکل داری اینجوری می شه!!!
ببخشیدا منظور بدی نداشتم!!! فقط منم هر از گاهی که اصلا اعصاب ندارم از زمین و زمان برام می ریزه!!!
در کل امیدوارم هفته بعد همه چیز خوب پیش بره
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 16:07
خاطرات یک آتش نشان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خسته نباشین
قشنگ نوشتین
آبتین
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 16:23
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر جان شما چه رنگی رو دوست داری؟من یه دوست وهمکاری دارم که عاشق رنگ مشکیه. هر آزمایشی رو حداقل 2 بار باید تکرار کنه تا جواب بگیره و معمولا در حال بدبیاریه. می گم اگه مشکل از رنگه عوضش کنید!
پاسخ:
آبی
سبز
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 22:11
دکتر نفیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پس پزشک زندان بودن ایناش به درد می خوره
پی نوشت یک رو خیلی بانمک نوشته بودین!
جمعه 9 اردیبهشت 1390 01:26
دیادیا بوریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکترجان سلام
خوشحالم که انگار مشکل گواهی ات حل شد
ولی شرمنده....به دلیل بد قولی راستش دکتر باید این مورد رو هم به موارد پستت اضافه کنی
بعد قرنی اومد از اسکنر استفاده کنم نمی دونم چه مرگش شد کار که نمی کنه هیچی پرینتر هم که مثلا باهاش بوده از کار انداخت و واقعیتش وقت نکردم برم کافی نت جایی اسکن کنم در ضمن نمی دونستم شماره نظام رو کجا بنویسم با همه اینا بعد تعطیلا حتما برات ایمیل می کنم به هر حال کاچی بهتر از هیچی شاید یه روزی به دردت خورد اینم بگم همه به زبان روسی هست و من اسم شما رو به روسی و انگلیسی روش نوشتم
پاسخ:
مرس بابک جان
اره داره درست میشه یه دوست برام پست کرده امروز فردا به دستم میرسه
شنبه 10 اردیبهشت 1390 11:00
منجوق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نگران نباشید دکتر شمسی
این نیز بگذرد
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 09:44
مستوره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر
ایشاالله از این به بعد خبرای خوبی اینجا بخونیم
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 13:30
باران از لاهیجان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بابا این ماشین پزشک زندانه نه رئیس و....

باحال بود

سپاسگزار با ز هست دکتر
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 18:58
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
رنگش خوبه که! حالا چیکار کنیم؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد