X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

قصه های از زندان

ملتی  عصبانی

همیشه من از تعطیلات نگرانم.البته بماند که پزشکان باید همیشه تعطیلات سر کار باشند .از یه نظر دیگه من نگران میشم .وقتی تعطیلات شروع میشه.نمیدونم چه حکمتیه تا تعطیلات چند روزه آغاز میشه.ملت میفتن به جون هم و می خوان تو این تعطیلی حساب های قدیمی را تصفیه کنند .ویا حساب های جدید باز کن .و این حسابها شامل دعواهای خانوادگی-دعواهای ایلی و طایفه ای .دعوا تو پارک.دعوا تو خیابون .ت. بیابون .با همسایه.با رهگذر و... میشه و معلومه که نصیب زندان هم این طرفین دعوا میشن.البته اونای که زنده میمونن .

بعد این تعطیلات زندان پر شده از ملتی که سر دعوای دو تا بچه ریختن به هم و حسابی از خجالت هم در اومدن و یکی دو تا کشته بر جا گذاشتن و یه لشگرزخمی و زندانی.وقتی اینا میان زندان .تازه آروم میشن و وقتی میپرسم که چرا اینطور شد.همه یه جواب دارن .که عصبانی شدیم و شد دیگه.میگم آخه جون آدم مگه الکیه که شما سر هیچ و پوچ این کارا را میکنید و بعد میگید شد.

گروه دیگه سر زمین به جان هم افتاده بودند و یه لشگر زخمی تحویل داده بودند .تازه سر اینکه چرا گوسفند های این یکی رفته رفته تو زمین اون یکی.و ملت عصبانی شده و به جان هم افتادن 

به نظر من باید بررسی بشه که چرا این ملت ما اینقدر عصبانی شده و اینقدر زود از کوره در میرن .نگاهی به آمار قتل ها و زخمی ها و پرونده ها که بندازیم به عمق فاجعه پی میبریم

پی نوشت:

1- یکی دو دوست برای حل مشکل بچه های که در پست قبل گفتم پیشنهاداتی داده اند که امیدوارم زودتر به نتیجه برسد و شاهد آزادی این بچه ها باشیم

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 17 خرداد 1390 ساعت 16:14 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (13)
سه‌شنبه 17 خرداد 1390 16:19
مهدی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فقط یکبار برای همیشه...
سه‌شنبه 17 خرداد 1390 17:12
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کار در زندان ....
شاید جالب باشه
حسودیم شد
سه‌شنبه 17 خرداد 1390 17:28
دلژین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مردم خیلی ستیزه جو و پرخاشگر شده
سه‌شنبه 17 خرداد 1390 18:31
Tooba
امتیاز: 0 0
لینک نظر
bichare mardome keshvaram
سه‌شنبه 17 خرداد 1390 18:48
بلندترین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای دکتر

فعلا دیگه همین

بقیه اش رو نمی گم چون عصبانی ام
سه‌شنبه 17 خرداد 1390 21:10
شهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکترجان براثر فشار زندگی که بطورهمه جانبه مردم رو کلافه کرده و زورشون فقط به همدیگه میرسه .
چهارشنبه 18 خرداد 1390 00:42
یک ماما با چکمه های سفید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خداوند حال هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه خودشان بخواهند....
میخواهند؟!!
چهارشنبه 18 خرداد 1390 16:03
ساعت سپید شب
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شاید به خاطر فشار زیاد زندگی باشه و اینکه بهمون یاد ندادن راه حل و انتخاب دیگه ای هم وجود داره

وقتی برنامه نقطه جوش رو نیگا میکنم میگم اگه ایران بود طرف دقیقه اول له و لورده میشد
چهارشنبه 18 خرداد 1390 18:45
ناهید کوچولوو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جون ادمی بی ارزش شده
پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 16:20
إمادیوف
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عوامل خیلی زیادی هست دکتر. خیلی هاش مشخصه. گفتن نداره...
پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 23:04
منا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
انقدر مشکلات زیاده که مردم دیگه حوصله خودشون و خانوادشون رو هم ندارن، به خاطر همینم دق دلیشون رو سر هم خالی میکنن.
کاش یه جا بود میشد رفت انقدر داد که خالی شد.
جمعه 20 خرداد 1390 14:41
مارال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر.ارشیوتون رو مرور کردم.برام جالب بود و راستش کلی با همسرم خندیدیم.هرچند خنده های تلخی بود.امیدوارم شما از اون دکتر خوبا و مهربونا باشین که می دونم هستین.این از نوشته هاتون پیداست.
یکشنبه 22 خرداد 1390 15:56
تندک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ملتی عصبانی که از گوسفند هم گوسفندتره
توبگو قوچهای عصبانی!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد