X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

بازگشت به زندان

یک ماهی زندان نرفتم به دلایلی که گفتم و تو این یک ماه هم پزشک نداشتند و دوباره من البته با شرایطی خاص دارم میرم

و تو این چند روز فکر کنم یه بار همه زندان را دیدم.همه سرما خوردند و قرص هاشون تمام شده و........

تصور کن برای اولین روز که رفتم زندان.اتاق انتظار بهداری زندان پر از زندانیه که همه نشستن و تا من وارد میشم به سبک خودشون میگن:برا سلامتی دکتر...صلوات و این یعنی امروز همه قرص میخوان.همه متادنشون کم و زیاد شده و همه وهمه.......

شروع میکنم به مریض دیدن زندانی ها مخصوصا اگه از بند متادون یا قرنطینه باشند معمولا انواع و اقسام قرص آرام بخش و متادون و...میخورن و تنها دلیل دکتر آمدنشون اینه که یا قرص هاشون کمه یا دیاز را با کلوناز عوض کنند یا یه تریپ اضافه کنن یا دو تا چرخ و فلک و....

میگم امروز فقط مریض میبینیم اسم قرص و..نیارید که نمیبینم

وکیل بندشون که باهاشونه با لحنی دیگه ترجمه میکنه این حرفها را برای زندانی ها یه چیزی تو این مایه ها:

مگه نمی بینید یه ماه دکتر قهر کرده هر کی امروز اسم قرص مرص بیاره یا...اضافه بزنه ....فلانش میکنم و......

تهدید موثر هست ولی کسی که معتاده یه راه حل پیدا میکنه برای این کار:

زندانی:دکتر من اهل قرص نیستم منتها شب تا صبح خوابم نمیره هرچی که کرمه تونه واسم بنویسید ولی من اسم قرص نمیارم

زنداتنی دیگر:دکتر شبا تو خواب وحشت میکنم کل بدنم درد میکنه افسرده شدم هر چی که خودت میدونی بنویس برام من اسم قرص نمیارم

زندانی دیگر:دکتر من کلوناز های اینجا را که میخورم دلم درد میگیره خودتون یه کاری برام بکنید

زندانی بعدی:دکتر من مشکلم اینه که خمارم خودتون یه فکری به حالم بکنید

.................................

واین ماجرا ادامه دارد

تریپ:قرص آمی تریپتیلین

قرص چرخ و فلک:قرص فنوباربیتال

دیاز:دیازپام

کلوناز:کلونازپام

بند درمان:جای که زندانی های که معتاد هستند و داروهای اعصاب و روان مصرف میکنند را گویند



تاریخ ارسال: دوشنبه 7 آذر 1390 ساعت 16:07 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (15)
دوشنبه 7 آذر 1390 20:17
شهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر جون این قرص و داروها خودشون اعتیاد آور نیستن ؟
پاسخ:
چرا
دوشنبه 7 آذر 1390 22:31
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من اسم قرص نمیارم....
خیلی با مزه بود دکتر
سه‌شنبه 8 آذر 1390 08:42
گلدونه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکی یباره دولت بیاره تو زندانها خودش مواد بفروشه خیال همه رو راحت کنه دیگه
پاسخ:
پیشنهاد خوبیه شایدم...
سه‌شنبه 8 آذر 1390 11:03
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زندانی ها واقعا باید قدر شمارو بدونن دکتر..
چرا به قرص فنوباربیتال میگن چرخ وفلک!!!!
پاسخ:
بعد خوردنش احساس نشستن تو چرخ و فلک بهشون دست میده
سه‌شنبه 8 آذر 1390 12:01
عسل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اتفاقی وبلاگتون را دیدم و خواننده شدم
خیلی برام جالبه اینکه بدونم واقعا زندون چه جور جاییه
پاسخ:
خوب سوال بپرسید
توی یه جمله جای مزخرفیه
سه‌شنبه 8 آذر 1390 16:04
نوشین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ااومدم مثلا بزنم همه فیووریتهام ونابود کنم دیگه نیام تونت اتفاقی به وبلاگ شما رسیدم چندتا نوشته هاتون رو خوندم
حالم بد شدخیلی بد کار تو زندون رو روحیه تون اثر نداره خونواده تون اذیت نمیشن
اموزش خاصی در این مورد دیدین
پاسخ:
اثر داره ادم خیلی اعصابش داغون میشه
ولی روی خانواده نه
خنده داراش تعریف میکنم
خواهر حرفی میزنی آموزش تو ایران واسه کار.............
سه‌شنبه 8 آذر 1390 18:34
ستاره مشرقی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
لینک وبلاگ شمارواینجا واونجا زیاددیدم
الان اولین مطلبتونو خوندم که خوشم اومد..
حالا صبرکن..صبرکن بقیشو هم بخونم بهتون می گم
ولی تاالان بگم خداصبرتون بده کمک به اون نیازمنداثواب داره
سه‌شنبه 8 آذر 1390 19:32
شهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر فکر میکنم جامعه و مسئولین معتادین رو جزء مردگان حساب کرده چون هیچ فکر وچاره ای برای اصلاحشون نمیکنه جای بسی تآسفه
سه‌شنبه 8 آذر 1390 23:12
رزیدنت جراحی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ای ول به این دیکشنری زندان ..خیلی با مزه بود
سه‌شنبه 8 آذر 1390 23:28
رها
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عجب!!! سر و کله زدن با بیمارای این مدلی خودش به اندازه کافی وحشتناک هست دیگه اگه تو بند زندان هم باشه که دیگه....
واقعا خسته نباشی دکتر. امیدوارم اونجا قدرتو بدونن
چهارشنبه 9 آذر 1390 00:37
آزاده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
من خیلی اینجا رو می خونم چه سوژه های بامرزه ای دارین جون می ده برای گزارش نیست که من هم خبرنگار حوادثم خیلی برام سوژه برانگیزناکه مراقب خودتون باشید خدا بهتون صبر بده
چهارشنبه 9 آذر 1390 00:50
جوجه دکتر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
cheghade talkh minevisin:(
deleman gereft!
چهارشنبه 9 آذر 1390 09:32
معمولی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بر دکتر عزیز
ورود عارفانه شما را به سرزمین "ام"ها خوش آمد می گوییم.
دکتر برای ما چیزی ندارید بخوریم ودیگر نه ببینیم و نه بفهیم دیگر. زیاد فهمیده نیستیم هــــا ولی همین یک کم هم که هستیم دیگر نمی خواهیم باشیم. بخدا.
پنج‌شنبه 10 آذر 1390 21:03
دکتر نفیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تریپچرخ و فلک !
این پست رو خوندم دلم سوخت واسه زندانیا.. عجیب.. واسه معتاداشون بیشتر...
پنج‌شنبه 29 دی 1390 15:57
پرند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی جالبه... یه پزشک برای زندان چه خاطره های بامزه ایی من می خندم و گریه می کنم
دیکشنری تون هم خیلی خوبه...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد