X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

دانش پزشکی و...فراری دیگر از زندان

امروز کوهی از بیمار داشتم زندان و دلیل عمده این حجم از بیمار هم ناشی از این می شد که زندانیان معتاد که بخواهند متادون مصرف کنند همه باید به  بند قرنطینه یا درمان بروند و بعضی از این زندانیان تحمل  خماری و بدن درد و ...را به رفتن به این بند ترجیح می دهند .

خوب تنها دیوار کوتاهی که می ماند پزشک است و درخواست قرص خواب و...برای چند شب و البته تمارض به بیماری و هزاران درد بی درمان برای گرفتن قرص خواب

در این بین تصور کن یک بیماری وارد شد که سلام و...که هیچ داخل نشده گفت گلوم چرک کرده و فقط یک آمپول نیاز داره

گفتم بنشین و معاینه کردم و اثری از چرک و..نبود

گفتم گلوت چرک نکرده و نیازی به آمپول نیست

گفت من از علم پزشکی سر رشته دارم و میدونم که گلوم چرک کرده و...

می گم چی خوندی از پزشکی

میگه تا سوم ابتدایی درس خوندم ولی از پزشکی سر رشته دارم

من

یک زندانی داشتیم سارق مسلح که چند وقت قبل با خودزنی وسیع و...به بهداری مراجعه و به بیمارستان اعزام میشه.بعدش بخش روان بستری می شود و از غفلت سرباز های بیچاره استفاده کرده بود و از بخش فرار کرده.

خطر در کمین است

معتادانی که متادون مصرف می کنند حالا از روی اجبار (مثل زندان) یا اختیاری وقتی ناگهان مصرف متادون را قطع کرده و مواد مخدر مصرف میکنند .چون با ید مقادیر زیادی ماده مخدر مصرف کنند اکثرا دچار مصرف بیش از اندازه شده و فوت میکنند.نمومنه اش زندانی ما جاسم آقا که برادرش بیرون زندان به دلیل مصرف بیش از اندازه مواد مخدر فوت کرده بود و ایشان هم برای مراسم برادر مرخصی گرفته و تا به بیرون زندان رفته مواد مخدر مصرف کرده و فوت کرده هفته این برادر و سوم جاسم تو یه روز برگزار شد

تاریخ ارسال: دوشنبه 15 اسفند 1390 ساعت 22:20 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (17)
دوشنبه 15 اسفند 1390 22:39
راثی پور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام همکار عزیز.
بطور اتفاقی با شما آشنا شدم.
خدا به شما صبر جزیل عنایت داراد.
سر و کله زدن با بیماران عادی به اندازه کافی مشکلات خود را دارد تا چه سرد به برخورد با بزهکاران

باز هم بهتان سر می زنم
دوشنبه 15 اسفند 1390 22:39
الهام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نوشته هاتون جالبه.
البته جسته گریخته خوندم اما تا به حال وبلاگی با این محتوا نندیده بودم!
آخه تازگی ها رو آوردم به وبلاگ خوندن...
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 00:01
آمیتیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر
چرا به اون معتاد ایراد می گیرید دیگه در اون حد همه از پزشکی سر رشته دارند درس علوم کلاس سوم رو دست کم نگیرید.
پاسخ:
نه ایراد نگرفتم
فقط گفتم گلوت چرک نکرده
حواسم به سر رشته اش از پزشکی و اینکه بدنش عادت به پنسیلین(به قول خودش) و یه بسته چرک خشک کن داره نبود
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 00:56
دکتر نفیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فروتنی تا چه حد آخه ؟
یارو فقط به سررشته راضی بوده . با دیپلم می شه به وسطای رشته رسید... اصلا فوق تخصص ها که ته رشته رو هم رد کردن !!!!
پاسخ:
این یعنی اینکه خانم دکتر
کسایی که میان و هی تز میدن این بنویس اونو بنویس و....اینا سر رشته دارن


تازه من موندم با وجود 75 میلیون دکتر تو این مملکت چرا همه مریض میشن اینقدر
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 07:48
گلدونه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جفتشون راحت شدن خانواده هاشون هم همینطور
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 10:47
زری*
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ریشه همه معتادا اینطوری از رو زمین کنده بشه چی میشه؟؟؟؟
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 11:41
شهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر جون خسته نباشی و خدا قوت ای کاش روزی بیاد که مشکلی بنام اعتیاد در هیچ جای دنیا وجود نداشته باشه به امید آن روز
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 11:58
سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای دکتر شاید تو فامیل این زندانی اون از همه باسوادتر بوده و بهش میگفتن دکتر، تقصیری نداره بیچاره
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 20:12
مامان دیانا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فقط طلب صبر دارم براتون
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 22:07
نازیلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خیلی وقت به وبتون سر می زنم ،وبتون جالبه ولی متاسفانه دیر به دیر آپ میکنید
شغل واقعا سختی دارید،انصافا خدا قوت
چهارشنبه 17 اسفند 1390 09:26
آنا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سوم ابتدایی...پزشکی...
چهارشنبه 17 اسفند 1390 16:44
فرزانه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام محل کار شما اینجور که به نظر میاد حیلی جالبه. مطمئنن هیچ وقت حوصلتون سرنمیره
جمعه 19 اسفند 1390 19:40
خلوت دل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خسته نباشی
شنبه 20 اسفند 1390 00:00
leila
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
اولین بار اینجارو میخونم باید وب متفاوتی باشه
همیشه دلم برای اینطور آدما میسوزه
حالا نمیشه تو زندان به اینا متادون ندن
ببندنشون به تخت
شنبه 20 اسفند 1390 13:01
ملوس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
البته دلم نمی خواد بگم از مرگ کسی راضی هستم ولی فکر میکنم بعضی افراد مرگ هم برای خودشون...هم جامعه شون وهم اطرافیانشون خیلی بهتره!!!!
اینطور افراد هم اگر واقعا قصد ترک کردن رو ندارن وجز جرم وجنایت هنر دیگه ای ندارن همون بهتر که با مصرف دوباره مواد اززندگی نکبت بارشون خلاصی پیدا میکنن!روش خوبیه برای خلاص کردنه مجرمین خطرناک که معتاد هم هستن!
پنج‌شنبه 25 اسفند 1390 18:07
ساحل نشین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به قول بقراط:
پزشکان بزرگترین شکنجه گران تاریخ اند
چرا که انسان ا را به زندگی وادار می کنند.
---
دست میرزاد
قلم زیبایی دارید.
دوشنبه 7 فروردین 1391 21:55
سرهنگ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پس متادون متادون میکنن اینه !!!

مرگ تضمینی با متادون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد