X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

سرباز زندان

قدیما و البته خیلی ها همین الان تو سال 2012 می فرمایند باید بری سربازی تا مرد بشی.خویب شاید خیلی موافق باشند و خیلی مخالف و هر دو طرف هم حق داشته باشند .ولی حرف من این وسط اینه اگه احیانا خواستید فرزندان ذکور خودتون را جهت مرد شدن به سربازی بفرستید دور زندان را خط بکشید .واقعا سرباز زندان بودن برای یه جوان 18-20 ساله خیلی خیلی کار سخت.ودارای تبعات منفی هست

سربازان زندان کارای متفاوتی انجام میدن از نگهبانی تو برجک ها در طول شب و روز که این کار شاید برای یه پسر 18-19 ساله ای که تا دیروز تو خونه بوده و سخت ترین کاری که انجام میداده حمل کتاب و ظروف غذا بوده یکم سنگین باشه ولی این قسمت کار سربازا تو زندان مشابه بقیه پادگان ها و جاهای دیگه هست و ما باهاش کار نداریم عمده سختی های سرباز زندان بودن از اینجا شروع میشه

1-مامور بدرقه بودن که سربازهای که زندانی را به دادگاه -بیمارستان و....انتقال می دهند و وظیفه دارند که به شدت مراقب زندانی باشند که فرار نکند و این کار واقعا برای یک پسر جوان سخت و گاه خطرناک و استرس آوری است و چه بسا به دنبال فرار و..زندانیان این سربازان هستند که تنبیه می شوند یا دچار آسیب می شوند

2-آماده باش بودن مداوم برای خیلی از سربازان زندان استرس زا می باشد 

3- شرایط زندانیان و زندگی و ارتباط نزدیک با زندانیان و جرایم آنها و...باعث تاثیر سوئ منفی بر روحیه این سربازان جوان می شود.

4- خیلی از زندانیان هستند که از روحیه و احساسات سربازان جوان سوئ استفاده می کنند و آنها را به نوعی مجبور به اعمال غیر قانونی از جمله تهیه مواد مخدر برای آنها و... میکنند که این کار منجر به تباه شدن زندگی این سربازان می شود

5-برخورد های نا مناسب همه با سربازان زندان از کارکنان زندان تا زندانیان

6- غذا بی کفیت زندان نسبت به سایر پادگا نها و نهاد ها

7- کم بودن مرخصی های زندان

8-ماجراها و  حوادت زندان که دیگر جای خود دارد

پی نوشت:


1- بسیاری از خوانندگانم یا سرباز زندان بوده اند و یا هستند میتوانند در قالب کامنت ها گوشه های دیگر از شرایط سخت زندان را بازگو کنند که من نمیدانم یا نمیتوانم از آنها بنویسم


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 3 مرداد 1391 ساعت 16:40 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (39)
سه‌شنبه 3 مرداد 1391 19:10
سزباز مرز کشور بودم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر جون من خودم 16 ماه سرباز مرز بودم(همون موقع که خدمت کامل 18 ماه بود).
واقعا قبول دارم تبعاتی که این جوون ها متحمل می شن.خیلی عذر می خوام ولی اغلب کادری ها به چشم برده تا یک انسان به سرباز جماعت نیگاه می کنند.

حالا جالبیش اینه من سه ساعت پست سه ساعت خواب بودم یعنی دیزل پست.علاوه بر اون متهم هم از مرز برای زندان می بردم.

پاسخ:
آره سخته
سه‌شنبه 3 مرداد 1391 22:25
خبرنگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به این میگن اطلاع رسانی
پاسخ:
حذف میشه دیگه
سه‌شنبه 3 مرداد 1391 23:27
p.k
امتیاز: 0 1
لینک نظر
والا ماکه ندیدیم اینا برگردن و مرد بشن.. بدتر شدن که بهتر نشدن.. پس بیخیالشون بشین و بذارین حالشونو ببرن..
چهارشنبه 4 مرداد 1391 04:39
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این حرفها رو باید به دولت بگید تا اینقدر از سربازان بیگاری نکشند. واقعا چرا باید وظیفه یک افسر آموزش دیده رو یک سرباز 18 ساله انجام بده؟ خدمت سربازی برای این ساخته شده که افراد رو برای دفاع از کشور آموزش بده نه اینکه ازشون به عنوان پرسنل نیروی انتظامی استفاده بشه.
موضوع فقط زندان نیست از پلیس 110 گرفته تا ایست بازرسی بین راهی و درگیری با اشرار و ...
چهارشنبه 4 مرداد 1391 09:47
آلاله
امتیاز: 0 0
لینک نظر
-برخورد های نا مناسب همه با سربازان زندان از کارکنان زندان تا زندانیان

اونها هم تلافیش رو سر متهمین در می یارن
چهارشنبه 4 مرداد 1391 13:32
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چهارشنبه 4 مرداد 1391 15:10
شازده خانوم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چقدر دلم میخواست میتونستم از همین سربازهای زندان (حالا نگهبان یا هر پست دیگه) بتونم عکس بگیرم که البته میدونم محاله........
چهارشنبه 4 مرداد 1391 15:43
ابوعدنان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
رمضان کریم
مثل همیشه جالب بود
پنج‌شنبه 5 مرداد 1391 01:48
یاس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مامان من نظامی هست بخدا یه جوری با سربازاش برخورد میکنه که بعضیاشون بعد 10 15 سال هنوز میان بهش سر میزنن همیشه اونارو مثل پسر خودش دونسته واجازه نمیداد سربازا کارایی مثل نظافت محل کار رو انجام بدن براشون ارزش قائل بودمثل یه مادر واقعی ولی نظامیای مرد این جوری نیستن واقعن مثل یه برده باسرباز برخورد میکنن
پنج‌شنبه 5 مرداد 1391 14:08
منجوق
امتیاز: 1 0
لینک نظر
تازه سربازی که متهم رو تا محل اعدام می بره یا اعدام رو قبلا ها انجام می داد رو نگفتی
ما یه فامیل داشتیم که سربازیش تو زندان بود اون موقع ها که دولت داشت احکام قطع دست دزد و . . . اجرا می کرد بیچاره هنوزم که دوتا بچه داره گاهی تشنج می گیره
پنج‌شنبه 5 مرداد 1391 19:30
مرمر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من تا حالا خودم به این فکر نکرده بودم که چقد سخته سرباز زندان بودن.این منجوق راست میگه.اونا که دیگه بیچاره ها اعصاب نمیمونه واسشون.
پنج‌شنبه 5 مرداد 1391 19:51
me
امتیاز: 0 0
لینک نظر
dr jan tabaat ro ba t donoghte minevisan
پنج‌شنبه 5 مرداد 1391 22:04
دریا
امتیاز: 0 1
لینک نظر
سلام خوبی دکتر ......خیلی وقته طرف گپ دل نمیای ...
وای ازطرف من دخترنازت رو بوووووووس کن چقدر صورتی بهش میاد .......
دخترا همشون بابایی هستن.....ایشالا سالم باشه وشاد
پاسخ:
سلام چرا
جمعه 6 مرداد 1391 13:04
بنفشه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام من وبلاگتونو مدتیه میخونم دنبال وبلاگ پزشک زن زندان زنان میگردم چنتا سرچ کردم اما باز نشد نمیدونم چرا؟؟اگه سراغ دارید معرفی کنید. مرسی میتونم لینکتون کنم به وبلاگم؟
پاسخ:
salam khahesh mikonam
manam weblog pezeshk zan zendan nadidam
جمعه 6 مرداد 1391 14:42
سید یاسین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر جانپ
خوبی؟
چند وقایه از طریق وب میشناسمتون و سعادت نشده بود خدمت برسیم.
اینجا که فقط از اسم وب تون آشنائید برام اما ببینیمتون یا بیشتر از خودتون بگید همدیگرو احتمال زیاد بشناسیم باید.

بگذریم.
دکتر از همه جا گفتی جز برخوردهای بد دکترهای زندان هم با این قشر زحمت کش...
مال همه ماله مال ما بیت الماله؟
برات آرزوی شادی روزافزون و موفقیت روزافزون آرزومندم.
شنبه 7 مرداد 1391 11:35
asal
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من هیچ اطلاعاتی از سربازی و .......ندارم!!!
شنبه 7 مرداد 1391 17:36
دکتر کمدین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام. چند ساعتی هست که زوم مطالبتان شده ام، بسیار زیبا و روان می نویسید و اتفاقات جالبی را به تصویر کشیده اید که به جد توصیه می کنم از آن ها یک کتاب تهیه کنید.
به هر حال باز هم به شما سر خواهم زد و منتظر خاطراتتان خواهم بود. به من هم سر بزنید.
شنبه 7 مرداد 1391 22:48
hedie
امتیاز: 0 0
لینک نظر
salam doctor ye soal daram.Imedicine.blogfa ham male shomast???akhe matalebesh kheili shabihan...asan baese taajob bud?age hast begin ke estefade konim agaram na ke dg khodetoon midoonin.tuye tozihate zekr shode goftan tashabohe mataleb etefaghie ama khob copy paste ham ye etefaghe dg?mage na???
پاسخ:
سلام
نه اون مال دکترآرشه که پزشک قانونیه
یکشنبه 8 مرداد 1391 16:28
رها
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که دخترا سربازی نمی رن!
خیلی خفنه!!
یکشنبه 8 مرداد 1391 17:02
زنده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.خیلی وقته وبتون رو از طریق گوگل ریدر میخونم.امدم ببینم کسی خاطره قشنگی گذاشته وبعد گفتم یه ردپاهم بزارم.با یه عرض ادب
یکشنبه 8 مرداد 1391 18:22
لالیکو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام. والله این روزا هیشکی وقتی می ره سربازی هیجده ساله نیست. همه ماشالله دانشگاه رفته و بالای بیست و دو سن دارن. باید برن تا بفهمن روزگار چقدر مزخرفه بلکه بعد از اتمام سربازی دچار افسردگی ناشی از بیکاری نشن و روزی هزاربار خدا رو شکر کنن که حداقل اگه کار ندارن آزادن
دوشنبه 9 مرداد 1391 14:35
hedie
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ohhh.... rast migin,az har dotun ozr mikham...dg sooti bood!!!pish miad...
دوشنبه 9 مرداد 1391 16:08
پری خاموش
امتیاز: 1 0
لینک نظر
من هم تودادگاه زیاد دیدم سربازایی که بازندانی های زیادی میان اما خیلی ساده گذشتم وبهشون توجه نکردم یعنی حساب ادمشون نکردم وحتی اتفاق افتاده جروبحث کردیم ممنونم ازتون که باعث شدین بیشتربهشون توجه کنم وبدرفتارنکنم
دوشنبه 9 مرداد 1391 19:04
بهار شوقی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وبلاگتون . کارتون و نوشته هاتون عجیبن!
متفاوت و یه خورده ترسناک!
لینک می شوید با افتخار!
به منم سر بزنید!
سه‌شنبه 10 مرداد 1391 22:00
پزشک طرحی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همیشه تو بخش هواسم به سربازایی که با مریض ها میومدن بود.
واقعا اذیت می شدن.
یه مریض هپاتیت و سل فعال و همه چی مثبت داشتیم ، که تو اتاق ایزوله 2 در 3 با 2 تا سرباز بود. صبح تا رفتم تو اتاق مریض و دیدم که این دوتا سرباز چسبیدن به تخت مریض و رو یه نیمکت نشستن و دارن با مریض صورت به صورت حرف می زنن ، واقعا یه جوری شدم .گفتم که برید بیرون . بشینید پشت در ، چرا اینجایین ؟ گفتن دیروز مافوقمون گفته از اتاق بیاین بیرون ، پدرتون رو در میارم .
واقعا جای تاسف داره
چهارشنبه 11 مرداد 1391 15:02
علیرضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر. شما پزشک زندان یزد هستین؟
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 03:09
پزشک طرحی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر . نه . من پزشک خانواده ( طرحی ) هستم .
این خاطره ای که از سربازا نوشتم واسه اینترنیم بود.
پاسخ:
موفق باشی دکتر و طرحتم به خوشی و زودی تموم شه
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 12:32
پزشک طرحی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر من نفهمیدم که بعد از نظز من ، یه نظر دیگه هست !!!
خیال کردم ازم سوال اون پزشک یزد رو شما پرسیدین که جواب دادم
خلاصه حسابی به خودم گرفتم
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 17:34
آریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . من همیشه دنبال خوندن چنین وبلاگهایی هستم .. که واقعیت رو بنویسن .. یعنی زندگی واقعی باشه ...
چند تا از پست ها رو خوندم .. خوب بود .. و تجربه انگیز برای بقیه .. چون من سربازی رفتم و اینحرفا رو خوب درک میکنم ..
یکشنبه 22 مرداد 1391 05:30
بهنام سرباز سابق زندان.
امتیاز: 1 0
لینک نظر
متاسفانه دیر دیدم این مطلبت رو دکتر جون.خیلی وقت بود منتظر بودم همچین پستی بذاری و کلی از مصائب خدمت کردن تو زندان بگم.ولی اینایی که گفتی یک اپسیلون از بدبختی های ما نیست.
ما چند تا ارگان داریم تو زندان برای سربازا.
سرباز دژبانی(راحت ترین جای زندان به جز قسمت اداری)-سرباز های یگان(که مسئول پاس دادن 24 ساعته روی برجک ها و اعزام و بدرقه هستن)-سربازای بازرسی(که کثیف ترین جای دنیا دارن خدمت میکنن) و سربازای گارد(که پراسترس ترین جای دنیا در حال خدمت هستن).

من خودم سرباز لباس شخصی بودم و ترددم به همه جای زندان آزاد بود واسه همین از همه بدبختی های سربازا باخبرم.البته قبلش تو دژبانی بودم.

سربازای دژبانی:
اصلی ترین دربهای زندان و تردد اصلی زندان رو کنترل میکنن.درب یک-درب ورودی-درب ماشین رو و....
کوچکترین اشتباهی ازجانب سربازای دژبانی با بدترین صورت ممکن پاسخ داده میشه چون لایه اول حفاظت زندان هستن.فرار زندانی ها از لابه لای پرسنل که ساعت 2 تعطیل میشن یا بوسیله ماشین های در حال تردد از بدترین چیزاییه که ممکنه واسه سرباز پیش بیاد که مجازاتش در حد دادسرای نظام و حبس و تبعید به جاهاییه که به عمرتون ندیدین.
ضمن اینکه بیشترین پاس رو بین همه سربازای زندان میدن در مواقع لزوم و کمبود نیرو اعزام هم میرن بیمارستان هم میرن و کلا همه جور کاری ازشون میکشن.

سربازای یگان : دربه در ترین سربازای زندان سربازای یگان هستن.کسایی که فقط باید روی برجک پاس بدن و اعزام برن ولی آچار فرانسه زندان هستن به نوعی و هر کاری فکرش رو بکنی از اینا میکشن.بارها شاهد این بودم که سرباز یگان از جیب خودش زندانی رو برده به دادسرا بدون حتی یک اسلحه یا اسپری.آسایشگاه کثیف,محیط ناجور,انواع مرض های پوستی چیزاییه که بین سربازای یگان تو هر زندانی موج میزنه.

سربازای بازرسی : سربازای بازرسی کثیف ترین جای دنیا در حال خدمت هستن.یک معتاد تو جوب افتاده رو تصور کن که بدنش کرم زده و با لباس های پاره و سر و وضع فوق العاده داغون(این بو باید برای شما آشنا باشه)و بویی به شدت زننده میارن زندان.قبل از اینکه به محضر شما برسه برای معاینه هم قطار های ما اونا رو میگردن که مواد یا تیزی یا فندک و این جور اقلام ممنوعه رو نبرن داخل.حالا فکر کن سربازی که باید به فاصله 10 سانتیمتری این موجود قرار بگیره چه دلی باید داشته باشه.این قسمت خوبشه تازه.اتاق تحت نظر.مرگ یک سرباز زمانیه که بهش میگن برو اتاق تحت نظر.اتاقی در ابعاد 2-3 که هیچی توش نیست جز یک عدد کاسه توالت و توری که روی چاه گذاشته شده.زندانی که میره توی اون اتاق توسط بقیه زندانی ها لو داده شده که قصد آوردن مواد به داخل زندان رو داره یا اینکه بهش شک میکنن.اونا هم مواد رو مبلعن یا از مقعد میدن داخل که بیارن تو زندان.کار سرباز بدبخت اینه که منتظر باشه تا اون زندانی کارش رو بکنه بعد با دست بشینه توی مدفوع اون رو بگرده و مواد آب بند شده رو دربیاره.شاید گفتنش راحت باشه اما وقتی این کار رو میکنی تمام مقدسات عالم رو فحش میدی دکتر.دیدم که میگم.

و بالاخره سربازای گارد : سربازایی که از یک ساعت بعد خودشون خبر ندارن.زنگ درگیری در هر ساعتی از شبانه رو ممکنه به صدا دربیاد و تنها وسیله دفاعی اینا هم یه اسپری و یک باطومه.زندانیایی داریم که خودشون از جرمشون وحشتناک تر هستن.2 نفر با 2 متر قد و 160 کیلو وزن با هم شروع به دعوا میکنن.حالا یک جونن 19-20 ساله میخواد اینا رو جدا و احیانا تنبیه کنه.درسته که همیشه گاردی ها رو از سربازای ورزشکار و خوش هیکل زندان انتخاب میکنن و خود لباس گارد ابهتی داره که زندانی به خودش اجازه حتی توهین به سرباز رو نمیده اما واقعا کار سختیه.ضمن اینکه همین زندانی فردا اون سرباز رو تو خیابون میبینه و خودتون ادامه داستان رو بخونید.مانور وحشت هم دارن که هر چند وقت یک بار میریزن تو بندها و یه گوشمالی میدن چند نفر رو تا ابهت گارد حفظ بشه.تصور اینکه تو زندان شورش بشه هم مو به تن آدم راست میکنه.اولین دری که بسته بشه درب چهار زندان یا دربیه که کریدور رو از سایر قسمت ها جدا میکنه.این در که بسته بشه برای جلوگیری از خروج زندانی ها,فقط سربازای گارد میمونن داخل بند و زندانی های افسار گسیخته.جنایتی که ممکنه در این موقع به وجود بیاد اصلا قابل بیان نیست.

البته جای راحت هم کم نداریم تو زندان اما مال از ما بهترونه.

به جز همه اینا هر زندانی تو کشور یک نفر رو داره به اسم سرباز آزادی.کسی که لیست زندانی های آزادی و مرخصی رو از دفتر قضایی میگیره و میبره داخل بندها و میاره داخل افسر نگهبانی.اگر کیلومتر شمار به این سرباز ببندیم حاضرم قسم بخورم در روز شاید 20 کیلومتر رو نشون بده.پرکارترین سرباز زندانه و معمولا هم کسی رو میذارن که وجدان کاریش بالا باشه تا بتونه کار مردم رو راه بندازه.خانواده زندانی ها هم فکر میکنن این دنبال عشق و حاله و ازیک ظهر تا 11 شب که میاد محل خدمت ناموس براش باقی نمیمونه عملا.


این قسمت رو خودتون بخونید : من دیر دیدم این مطلب رو دکتر جون واسه همینم میدونم کمتر کسی متوجه این کامنتم میشه.میخواستم خواهش کنم اینو توی مطالبتون یا جای دیگه ای بذارید که همه بتونن ببینن.وقتی پای درد و دل یک سرباز زندان بشینی از اولین چیزی که شکایت میکنه رفتار ملتیه که فکر میکنن سربازای زندان جذام دارن.شاید این مطلب نگرش 2 نفر رو هم عوض کنه که برای من کافیه.ممنونتون میشم.این کار خیلی برام ارزش داره.مرسی.)
یکشنبه 22 مرداد 1391 05:38
بهنام سرباز سابق زندان.
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی دکتر جون اینم اگر میشه بهش اضافه کنید من یادم رفت.

اینکه میگن سرباز زندان اعدام میکنه و اینا همش چرته.اعدام و قطع ید و شلاق همه دست سربازایی هست که تو کلانتری داخل زندان(کلانتری اعزام و بدرقه) دارن خدمت میکنن.البته اگر خواسته باشه طرف میتونه اجرا کنه ولی کسی نیست که بره دنبال این کار.اینم بگم که در صورت کمبود نیرو هم ممکنه از سربازای زندان برای اجرای حکم ببرن.ولی حمل و نقل و بدرقه زندانی از سلولش تا سلول انفرادی و از اونجا به اتاق شیشه ای و بعد افسر نگهبانی و بعد محل اجرای حکم همه به عهده سربازای گارده.اینم توجه کنید که اون شخص اعدامی به آخر خط رسیده و شاید در اثر استرس و فشار روانی دست به کاری بزنه که یک خونواده چشم انتظار رو تا آخر عمر منتظر بذاره.


(دکتر توروخدا این مطلب رو تو وبلاگت بذار جزو معدود افرادی هستی که میدونم هنوز حس انسان دوستی داری به خداسربازای زندان هم انسان هستن)
شنبه 15 مهر 1391 14:20
ahmad
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام به دوستان گرامی
چند تا سوال داشتم 1) اگر کسی برای آموزشی مرکز شهید کچویی بیوفته دیگه کار تمام شده و این که بعد از آموزشی حتما توی یکی از زندان ها تقسیم میشه یا احتمال تقسیم به جایی غیر از زندان هم هست؟
2)اداره کل زندان ها چه جور جاییه ؟بعد از آموزشی چه جوری میشه توی اداره کل سرباز شد؟
3)آیا قبل از رفتن به آموزشی میشه اداره کل رفت و برای تقسیم شدن تو اون اداره کاری کرد؟
لطفا جواب کامل بدید ممنون
دوشنبه 15 آبان 1391 11:33
kaka
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام من خودم الان سرباز زندان هستم مال شما رو نمیدونم ماکه بیچاره شدیم استراحت اصلا نداریم
سه‌شنبه 16 آبان 1391 15:07
بهنام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
احمد جان اتفاقی کامنتت رو دیدم و با اینکه به نظرم بعیده به دردت بخوره(به خاطر فاصله زمانی جوابم)اما بازم میگم.

اگه یه نفر کچویی باشه حتما تو زندان باید خدمت کنه.حالا یا اداره کل میفته که باید خیلی پارتی شاخی داشته باشه یا تو زندان.

اداره کل سازمان زندانها که تو تهران هست خیلی سخت سرباز میگیره.همه سربازای اونجا پارتی داشتن اونم نه هر پارتی.کسایی که مثلا سردار میرزایی یا سرهنگ محمودی باهاش نسبت درجه یک و دو دارن.
چهارشنبه 22 آذر 1391 09:10
سپیده توکلی
امتیاز: 1 0
لینک نظر
سلام...من یه خانم خانه دارهستم...عاشق نوشته هاتونم.وسعی میکنم همه رودنبال کنم...خیلی زیبا وروان مینویسید وحقیقتهای تلخ وپوشیده شده رو نشون میدید.ازتون ممنونم.موفق باشید.من یکی از داستانهای شمارو تو وبلاگم باذکرمنبع گذاشتم.امیدوارم حلال کنید...
چهارشنبه 14 فروردین 1392 11:17
mohammadvd
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خسته نباشید
من 3 ماهه که خدمت سربازی را در زندانهای خوزستان بمدت 19 ماه سپری کردم.
وای ی ی ی خیلی سخته از اعزام و بدرقه بگیر تا بیمارستان و درگیری داخلی زندان ، مرخصی کم، تهدید شدن از طرف زندانیان و خانوادشون ، پستهای سنگین و طاقت فرسا،کثیفی و بیماری در زندان، بخدا خیلی زحمت میکشیدیم اما دریغ از یه تشکر درسته سربازم ولی کارایی که ما میکردیم خیلی سخت و خطرناک بود روزی هزارتا تهمت بهت میزدن که تو واسه زندانیا خلاف میکنی تا بیایی بیگناهی خودتو ثابت کنی کلی اضافه خدمت وشاید پات برسه به دادسرای نظام.
برای تمامی سربازان زندان آرزوی موفقیت میکنم و از خدا میخام بهشون این قدرت رو که به پیشنهادهای وسوسه انگیز زندانیان و خانواده آنها غلبه کنند.
شنبه 22 اسفند 1394 23:31
بی نام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من تازه فهمیدم سربازای زندان چی میکشن قبلا بهش فکر نکرده بودم..الانم چون نامزدم رفته اموزشی توجه کردم ..این نوشته نگرانم کرده رو روحیش اثر بد بذاره منم روحیم ضعیفه اونوقت کم توجهی کنه شک کنم دعوامون شه
چهارشنبه 20 مرداد 1395 13:32
رامین
امتیاز: 0 1
لینک نظر
منم 1هفته پیش اعزام شدم شهیدکچویی کرج
یکم از اموزشی و بعد اموزشی کسانی که تجربه خدمت در شهید کچویی رو دارن برامون بگن
باتشکر از مطالب خوبتون
جمعه 26 شهریور 1395 15:04
حسین
امتیاز: 1 0
لینک نظر
سرباز زندان بد بخت تر خودشه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد