X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

سه شنبه های لعنتی

یه پیرمرد پولدار و رو به موت که نفس های آخرو می کشه و فقط منتظر یکیه که ثروتشو به نامش کنه میتونه یه کیس خوب  واسه ازدواج باشه

شما ها شاید شنیدید و دیدید که دختران جوانی با مردان مسن که جای پدر و پدربزرگشان هستند ازدواج می کنند بعضی ها با عشق بعضی به خاطر پول و بعضی به خاطر بی پولی .و این داستان قصه رنج ودردی است که دختر قصه ما نه به خاطر پول و نه عشق به خاطر فقر  و فرهنگ پایین ...تن به این ازدواج داده.

سه شنبه بهداری زندان  بودم ونوبت بند زنان بود مریض ها آمدند ویک مادر و فرزند شیرخوارش هم بینشان بود دخترکی 6ماهه و بی نهایت زیبا از علت آمدن مادر به زندان سوال میکنم و مراقب قصه اش  را می گویید:

دختری 23  ساله که در این منطقه سن بالایی برای دختر محسوب میشود و پدر مادرش او را به عقد مردی 60 ساله که خود نوه ونتیجه دارد درمی آورند صاحب بچه هم می شود(حال که تنظیم خانواده رایگان است و سالها وقت وزمان برده اینجور است سالهای بعد را خدا میداند)سنت مزخرفی در بعضی از نقاط اینجا وایران هست که مردان پابه سن گذاشته می روند و در این مناطق دختر جوانی را به عنوان همسر و البته پرستار دوران کهولت می گیرند و این دخترکان بیچاره فقر اقتصادی و فرهنگی  والدینشان آینده سیاهی را برایشان به ارمغان می آورد و از جوانی فقط تر خشک کردن یک پیرمرد و یتیم داری و بیوه شدن در سن پایین و هزاران مصیبت دیگر نصیبشان می شود

-شوهر این زن در یک دعوا یکی از نزدیکانش رامیکشد و بزرگان فامیل وقنی می فهمند  عقل های ناقص شان را روی هم میگذارند و برای این جنایت انگیزه می سازنند و چه انگیزه ای بهتر از مسئله ناموسی هم قتل توجیه میشود و هم افتخاری برای مرد میشود و قربانی هم این زن تنها که حامی و خانواده ای ندارد.قرار می شود زن بگویید که مقتول با اورابطه داشته.و شوهرش هم به این خاطر با مقتول درگیر شده و دعوایشان منجر به قتل شده زن بیچاره قبول میکند بی خبر از اینکه چه سرنوشتی در انتظارش است.

او به جرم زنای  محصنه  و با دخترکی 6 ماهه زندان است.آنقدر ساده و مظلوم است که همه زندانیان و حتی مراقبان بند هم دلشان به حالش میسوزد .مراقب  میگوید او هیچ کس را ندارد فقط پدر ومادر پیر هستند که کاری نمیتوانند برایش بکنند فامیل شوهرش مجبورش کردند که این حرفها را بزند گفته اند اگر نگویی از خانه بیرونت میکنیم

او و غزلش در زندانند

می پرسم:وکیل درست و حسابی دارد

مراقب میگویید:تاسخیری دارد ببینیم چه کار برایش می کند

میگویم:چرا بچه را با خودت آوردی زندان اینجا شرایط خوبی ندارد

میگوید:کسی را ندارم مراقبش باشد



تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 ساعت 18:39 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (41)
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 19:27
آسیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
َتا کی باید این فرهنگ غلط در جامعه با باشه که دختر تا یه سنی میتونه تو خونه پدر بمونه و اگه بیشتر از اون سن شد برای پدر و مادر افت محسوب میشه و به هر بی سرو بی پایی که اومد شوهرش میدن....
واقعا جای داره....
با اینکه این جور موارد رو دیدم و زیاد به اینگونه پرونده ها برخوردم ولی هنوز نتونستم کنار بیام با این قضایا و بسیار متاسف و دلشکسته میشم از اینگونه اتفاقات........
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 19:52
علی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خدا (در صورت وجود) از شون نگذره.
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 21:18
خبرنگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر
کاش منم میتونستم چیزایی رو که تو زندان دیدم و شنیدم رو بگم.
یه مورد دارم که مطمئنم تویی که پزشک زندان هستی هم از شنیدنش متعجب میشی .
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 21:18
خبرنگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بابت این که "تو" خطابتون کردم معذرت میخوام.
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 22:22
me
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ننگ بر این به اصطلاح مردان
ننگ بر او که جنایتش رو با جنایتی بدتر رقم زد
کثافت تر از اون مردایی که این مشاوره ها رو بهش دادن
دکتر ببخشید خیلی اعصابم خرد شد این پستو خوندم
الهی خدا به حق این ماه عزیز حسابی این دنیا و اون دنیا این مرتیکه آشغال و مشاوراشو زجر بده و هر چ زودتر مشکل این دختر و بچه اش حل شه کاش میشد یه کاری براش انجام داد
پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 23:41
آزیتا
امتیاز: 1 0
لینک نظر
من با دیدن این چیزا به یه نتیجه وحشتناک رسیدم و اون اینه که خدایی وجود نداره اگه اینو قبول کنیم مسئولیت این کارا میفته گردن خودمون که نمیتونیم جامعه مونو درست کنیم چون این کار سخته میگیم یه موجودی قویتر از ماست همه چی کار اونه و خودمونو راحت میکنیم .یادمه یه استادی تو دانشکده میگفت ثابت شده آدمای مذهبی کمتر به استرس و بیماریهای قلبی دچار میشن و حالا اینو با تمام وجود حس میکنم که حال من بد میشه الان و یه آدم مذهبی با خوندن این فقط میگه حکمت خداست.
جمعه 13 مرداد 1391 00:48
هما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلم خیلی به حالش سوخت
کاش کاری از دستم برمیومد
آخه چرا تو خیلی مناطق با دخترا اینجوری میکنن؟
هزار بار موندن تو خونه پدر خییلی بهتر از این بلاها هست
جمعه 13 مرداد 1391 00:59
یکی از اهالی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تف به غیرت اون مرد
جمعه 13 مرداد 1391 05:18
پری خاموش
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کاش میشد کمکش کرد یاکاش کمکش کنید یاکاش کمکش کنم یاکاش کمکش کنیم
اینهمه ادم یعنی یکی نیست کمک کنه؟؟؟
جمعه 13 مرداد 1391 07:18
شهرام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این داستان سر دراز دارد
سعدی دراین رابطه میگه
ای شکم خیره به نانی بساز
تا نکنی پشت به خدمت دوتا
جمعه 13 مرداد 1391 08:13
فندق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چی بگه آدم ؟ چیزی میتونه بگه ؟
جمعه 13 مرداد 1391 08:19
مینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای نه!حالا چرا به زنا اعتراف کنه؟؟ اعدامش میکنن؟بچه چی میشه؟
جمعه 13 مرداد 1391 11:45
کاریابی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام از تمامی افراد جویای کا و کسانی ک قصد جذب افراد خاصی رو دارند دعوت میکنم از سایت ما استفاده کنند
برای حمایت از ما میتونید ما رو لینک کنید
جمعه 13 مرداد 1391 11:47
olga
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جمعه 13 مرداد 1391 13:20
پزشک طرحی
امتیاز: 1 0
لینک نظر
دکتر اینجا که من هستم این ازدواج مردان ، کاملا روتینه ... و دختر های 20 سال به بالا (تا 30 سال ) که میگن سنشون از ازدواج گذشته و دیگه کسی نمیاد سراغشون !!!! رو میدن به مرد های سن بالا ...
چنان مراسم عروسی میگیرن که بیا و ببین ...
دم دمای اعیاد که میشه ، همه فقط دارن میرن خواستگاری..... باورتون میشه که پسرهای خانواده جمع میشن میرن خواستگاری...؟
لعنت بر این پسر ها ی بی غیرت که جلوی مادرشون این کارا رو میکنن و لعنت بر این فرهنگ خراب...
جمعه 13 مرداد 1391 13:33
بهاره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای خدای من!
عجب زندگی سگی پر باری داشته پدر جان!
یعنی جدا یه مثقالم به وجدانشو و اینا فک نکرده؟!!
جمعه 13 مرداد 1391 16:06
هانیه
امتیاز: 0 1
لینک نظر
سلام آقای دکتر اگه عسل هیچ کسی رو هم نداشته باشه خدایی رو داره که تمام ظلم هایی که بهش میکنن رو میبینه من فکر میکنم عسل و امثال اون تو زندگی با کمک خداوند موفق میشن و به یه جایی میرسن
جمعه 13 مرداد 1391 17:11
asalnasiri
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ازتون خواهش میکنم بگیدچگونه میتوال اعتیاد به مشروبات الکلی را در یک نفرثابت کرد در دادکاه تمنا میکنم جواب بدید
پاسخ:
تست الکل
و علائم کبدی اگه طولانی مدت مصرف می کند
جمعه 13 مرداد 1391 20:08
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یعنی به همبن راحتی؟؟؟!!!!!!
به این میگن قانون؟؟؟؟!!!!
شنبه 14 مرداد 1391 00:34
لابلبلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
الهی بمیرم براش
شنبه 14 مرداد 1391 03:48
ریحانه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قاضی هم نتونسته بفهمه اون وقت؟؟؟
شنبه 14 مرداد 1391 09:23
مهرسا مستقل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
لعنت! لعنت به این فرهنگ غنی!!!!
شنبه 14 مرداد 1391 10:28
آلاله
امتیاز: 0 0
لینک نظر
......خوب اون بیچاره بد حکمش چی می شه؟........
شنبه 14 مرداد 1391 11:20
شازده خانوم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من خیلی خوشحالم...از اینکه هربار میام به این وبلاگ اطلاعاتی به نداشته هام اضافه میشه و اینکه یک حرکت یا حرف اشتباه میتونه راهگشای باشه برای ظلم دیگران...اینکه در این جامعه چقدر باید محتاط باشیم جامعه ایی که شاید از هر هزار قربانی داستان یکی به گوشمون برسه....
شنبه 14 مرداد 1391 13:35
ناشناس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکترجونم و نماز روزه هاتون قبول . ما رو هم دعا کنید میدونید که عملیم و نمیتونم روزه بگیرم یعنی تاز عمل کردم دیده.
با خوندن این پست واقعا و از صمیم قلبم ناراحت شدم و هیچ چیز دیگه ای ندارم که بگم.
شنبه 14 مرداد 1391 14:08
asalnasiri
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ممنون که جواب دادید اگه شب قبلش یا2روزنخورده باشه بازم تست جواب میده؟دادگاه به چه مدرکی استناد میکنه یعنی به تست الکل؟نمیدونم خیلی ناراحتم کمکم کنید
پاسخ:
کسی که معتاده نمیتونه نخوره
ولی سطحد خونیشو میتونن بررسی کنند
دقیق نمیدونم
ولی واسه شرب خمرش که شلاق می زنن
شنبه 14 مرداد 1391 15:24
منجوق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی دردناک بود خیلی خیلی
شنبه 14 مرداد 1391 17:24
ابوعدنان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قصه ی تلخی است
شنبه 14 مرداد 1391 22:16
ننه بلقیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ننه خاستی منو بلینک
با چه اسمی بلینکمت؟؟؟؟
یکشنبه 15 مرداد 1391 00:41
asalnasiri
امتیاز: 0 0
لینک نظر
توروخدا ازم ناراحت نشید چرا انقد سوال میپرسم
اون زرنگه شب قبلش نمیخوره میخام مطمینم کنید چون من الان در حال شکایت و دادگاهو این حرفام واسه پس گرفتن پسرم
پاسخ:
ba ye vakil ham mashverat konid
یکشنبه 15 مرداد 1391 09:44
اتوسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بدبخت
یکشنبه 15 مرداد 1391 13:22
صبور
امتیاز: 0 0
لینک نظر

حیواناتی در لباس انسان! حیف که اسم حیوان روی اون پیرمرد و ... گذاشت
دوشنبه 16 مرداد 1391 00:54
سارا خانوم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق
یاد جمله معروفی افتادم..........تا مظلوم نباشه ظالمی هم نخواهد بود..........
این مظلوم نمایی و عدم استقلال هم شده بلای جون زنان ایرانی...........استقلال داشتن و فرهنگ زندگی کردن به پشتیبان و پول نداره........یکم جسارت میخواد و قدرت..........و اینکه ادم بدونه خدایی هست و میتونه چیزی رو که میخواد به دست بیاره...........قلب ادم فشرده میشه وقتی چنین چیزهایی رو میخونه.....ولی چه میشه کرد؟؟؟؟؟؟؟ همیشه از زنانی که اینطوری مظلوم میمونن دلم گرفته..........کاش یکم جسارت و شهامت داشت...........حالا باید تاوان ترسشو بده....اما خدایی که اون بالاست........نمیزاره همه چیز اینطوری بمونه............نمیزاره.............
دوشنبه 16 مرداد 1391 19:41
شاه بلوط
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چقدر این دختر معصومه

چقدر دردناکه که میبینیم هنوز ادم نماهای زیادی اطراف ما دارن زندگی میکنن...یعنی چقدر آدم میتون نامرد و بی وجدان باشه؟

خدایا اینا چطور می خوان بمیرن؟
دوشنبه 16 مرداد 1391 22:37
مرمر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وااای چقد ناراحت شدم وقتی اینو خوندم
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 10:52
سما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چی میشه گفت؟
متاسفم!برای اون زن و بچه اش!برای همه زنان وطنم برای همه ادمای وطنم!
خیلی دردناکه بدونی و نتونی کاری بکنی
شنبه 21 مرداد 1391 15:42
نجمه رستمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فقط گریه کردم.
من که رشته تحصیلی و کاریم حقوقه چرا نمیتونم برای این فجایع کاری کنم؟!؟!متاسفم.
یکشنبه 22 مرداد 1391 12:36
یک مادر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اگر از دست یک خانواده ی معمولی کاری برمیادلطفا بنویس. گناه داره. من نمی دونم کاری ازم بر میاد. بچه رو می دن ما نگهداری کنیم؟ تازه باز خود مادره که بیچاره تره.نمی شه براش وکیل بگیریم؟هیچ کاری نمی شه کرد.
یکشنبه 19 شهریور 1391 04:56
ملیسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر جون میشه براش وکیل گرفت؟ خداییش میشه؟
هزینشو ما مردم از همینجا جمع میکنیم...
من خودم دخترم ...تف به همچین فرهنگی
فقط اگه مشکل هزینشه بگو... دکتر چی میشه سرنوشت اون دختر ۲۳ ساله؟ دختری که میگی انقدر سادست مستعد برای هر چیزی که تو اون خراب شده هزار جورش یادش میدن
طفل معصومش چی میشه؟
جدی راهی هست واسش دکتر؟ اگه هست بگوحتی شده با یه جواب نه! فقط جوابو بنویس پلیز
پاسخ:
چشم
چهارشنبه 22 شهریور 1391 09:31
ملیسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرسی دکتر... منتظریم که اگه کاری از دست ما مردم بر میاد ...
بازم مرسی
سه‌شنبه 4 آذر 1393 20:04
Sara
امتیاز: 0 0
لینک نظر
This post has helped me think things thugroh
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد