X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

داره میباره بارون و تو نیستی

داره میباره بارون و تو نیستی

شده این خونه زندون و تو نیستی

چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی

دارم میشکنم آسون و تو نیستی

دارم میشکنم آسون و تو نیستی

حس تنهایی

واست بی تابم و بیخوابم و میدونی دلتنگم

واست میمیرم و درگیرم و با دنیا در جنگم

منو تنها نزار از روزگار با اینکه دل خستم

واست دیوونم و میمونم و تا آخرش هستم

داره میباره بارون و تو نیستی

شده این خونه زندون و تو نیستی

چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی

دارم میشکنم آسون و تو نیستی

دارم میشکنم آسون و تو نیستی

دارم از بین میرم توی این دلتنگی

داره دل میگیره بی تو از بیرنگی

دارم از بین میرم توی این خاموشی

کاش میشد میبردی منو با آغوشی

نمیشه با نبودت ساده سر کرد

نمیشه سالم از این غم گذر کرد

داره میباره بارون و تو نیستی

شده این خونه زندون و تو نیستی

چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی

دارم میشکنم آسون و تو نیستی

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 20 مهر 1391 ساعت 19:21 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (20)
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 19:42
مهسا.م
امتیاز: 0 1
لینک نظر
یه پزشک زندان و یک شعر غنایی؟
هنوز قدرت درک روحیه پزشکان رو پیدا نکردم
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 21:44
خبرنگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
like
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 22:38
fateme
امتیاز: 0 0
لینک نظر
aali bood
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 23:33
آزیتا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این آهنگ و منم دوس دارم.
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 23:49
هدی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی قشنگ بود
اقا یه عکس جدید از هلنا جون بذارید(امیدوارم اسمشو درست گفته باشم)
پاسخ:
arusha
جمعه 21 مهر 1391 00:22
یه دوست
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جالب بود و جالب تر اینکه میگفتین به چه کسی تقدیمش میکنین
جمعه 21 مهر 1391 11:19
شکیبا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
شعر جالبیه ولی گوش کردن به اینطور اهنگها غم آدمو بیشتر میکنه
چه اصراریه
این دنیا به اندازه کافی غمبار هست
جمعه 21 مهر 1391 20:43
ممول
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوبه منم دوس دارم خیلی
شنبه 22 مهر 1391 01:12
مهسا.م
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آروشا اسم هم دانشگاهی منه!! ووی!
آقای دکتر
یه سوالی بپرسم؟
شما که تو زندان و با قشر خاصی سر و کار دارید تا حالا دچار استرس ابتلا به هپاتوویرس ها یا این قبیل بیماریها شدید؟
میدونم ربطی به پست نداشت ولی وقتی خودمو جای شما گذاشتم این اولین استرسی بود که به سراغم اومد و احتمالا هم از کم سوادی در این زمینه نشات میگیره
پاسخ:
na
شنبه 22 مهر 1391 09:09
ترانه ۵۲
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دکتر ...؟ ! مطمئنی حالت خوبه؟
شنبه 22 مهر 1391 17:18
آستاره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این شعر وصف حال منه ،نه تو دکتر جون
شنبه 22 مهر 1391 17:26
آستاره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جانا سخن از.......
یکشنبه 23 مهر 1391 01:28
زالزالک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قشنگ بود دکتر
یکشنبه 23 مهر 1391 01:52
آنی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منم این آهنگو خیلی دوست دارم
دارم از بین می رم...
یکشنبه 23 مهر 1391 16:57
hasti
امتیاز: 0 0
لینک نظر
salam,taghn 4,5mahe mikhunametun,amma amushane,rastesh khandam gerefto injuri budam azin postakhe aslan fek nemikardam ye pezeshke zandan ahang gush bede yani dar nakhodagaham tarif nashode bud,hmmmmm chera?
سه‌شنبه 25 مهر 1391 17:19
فرشته
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این شعرو خیلی دوست دارم
شنبه 29 مهر 1391 14:28
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
لاااااااااااااااااایک
یکشنبه 30 مهر 1391 20:15
نورا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام؛
این شعر و آهنگ از کیه؟!
پاسخ:
ebi-shadmehr
جمعه 5 آبان 1391 22:02
نورا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میشه بیزحمت لینکشو بذارید اینجا توی کامنتدونی؟
اصلا پیداش نکردم
چهارشنبه 22 آذر 1391 13:38
Az@deh
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
برخی از دستنوشته هاتون رو مطالعه کردم. به نظرم کار کردن در محیطی مثل زندان باید کار سخت و طاقت فرسایی باشه.
امیدوارم کسی اسیر زندان جسم و روح خودش نباشه که هیچ راه رهایی براش وجود نداره!
به هر جهت موفق باشین جناب دکتر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد