X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

مثبتی ها

تا به حال شده دارید تو خیابان راه میرید و یه باره حواستون به صحبت های پشت سریتون جلب میشه و ناخوداآگاه و یا از روی کنجکاوی در حالی که به راههتون ادامه می دید سخت مشغول گوش دادن به صحبت های اونا بشید .

چند روز پیش توی خیابون داشتم می رفتم که صحبت های آدم های پشت سرم که یه زن و شوهر بودند با یه بچه و تو عالم خودشون حرف می زدنند جلب شد و من در حالی که به حرف های اونا که گاهی برام آشنا میزد گوش می دادم

مرد:این همونه

زن:خودشه

مرد:آره

زن:فحشش میدادی؟

مرد:نمی شد که

زن:تو دلت فحشش میدادی

مرد:دادم

زن:خیلی نامرده

مرد :نه خیلی

زن:قرص هم برات نوشت؟

مرد:میگفت هیچیت نیست

به اینجای مکالمه که رسید و اسم قرص و..به وسط اومد نا خوداگاه حواسم بیشتر جمع شد هر چی باشه قرص و دوا به ما مربوط میشه

زن:چرا ننوشت

مرد:ننوشت دیگه

زن:خودشه

مرد:شاید

کمی قدم هایم را آرام کردم که زن و مرد بهم رسیدن

مرد:سلام دکتر منو میشناسی؟

من:شما......

مرد:زندان بودم

زن:گفتی بودی شوهرم هیچیش نیست؟

من:یادم اومد  آزاد شدی؟

زن:چرا شوهرمو زندون کردی؟چرا گفتی هیچیش نیست

من:آزادش کردم کی من زندونش کردم

بعد از کمی صحبت مرد و زن می روند


مثبتی ها گروهی از زندانی های مواد هستند که مقدار خیلی کمی مواد مخدر همراه با تست مثبت اعتیاد دارند و اینها به زندان می آیند تا جریمه و یک ماه زندان را بگذرانند و چون اکثرا پول ندارند یک ماه تبدیل به دو تا سه ماه می شود و اینها اکثرا دچار بیماری و..هستند.

این مرده که بیمار اعصاب و روان بود هم جزو این دسته بود که روز اولی که تو ورودی ها معاینه شد مدعی بود که سه نوع سرطان داره که بعد که ازش خواستیم مدرک ارائه بده نسخه های چند متخصص اعصاب و روان و بستری و شوک و...داشت و بعد  با نامه به رئیس و قاضی و....و شرح بیماری و...آزاد شد

تو ولایت ما یه رسمی هست که مردای که مشکل اعصاب و روان دارند و به اصطلاح عامیانه دیوانه هستند را زن می دهند تا عاقل شوند -البته کسی منکر قدرت خانم ها و توانایی آنها نیست هر چند امروزه این بعد از قدرت خانم ها که قادرند یک مرد عاقل را در زمان کوتاه به یک دیوانه تبدیل کنند نمود بیشتری دارد-و این رسم نه تنها کسی را عاقل نکرده خود باعث معضلات بسیاری می شود 




تاریخ ارسال: یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 15:28 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب
نظرات (23)
یکشنبه 16 مهر 1391 15:31
×با خط آبی بروز بخند×
امتیاز: 0 0
لینک نظر
×با خط آبی بروز بخند×

وبلاگی متفاوت

www.Blueline.Blogsky.com
یکشنبه 16 مهر 1391 16:31
آسیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چه زن چه مرد اگه بد باشه نباید براش قدم بردارن که ازدواج میکنه خوب میشه....
ته چاه هستن یه نفر دیگه رو هم بدبخت میکنن و میفرستن ته چاه...

یکشنبه 16 مهر 1391 17:02
سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عجب مردمانی داریم ما. اگه کسی خواسته دلمون رو براورده نکنه بهش فحش میدیم. فرهنگی که انقدر بهش مینازیم همینه واقعا؟
یکشنبه 16 مهر 1391 18:41
***
امتیاز: 0 0
لینک نظر

ﺁﻗﺎﻳﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﻗﺎﺩﺭﻧﺪ ﻳﻚ ﺯﻥ ﻋﺎﻗﻞ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﻨﻨﺪ ﻧﻤﻮﺩ ﺑﻴﺸﺘﺮﺗﺮﻱ ﺩﺍﺭﻩ
یکشنبه 16 مهر 1391 20:06
خبرنگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و عرض ادب و بس
یکشنبه 16 مهر 1391 21:58
متصدی جوان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دست گلتون درد نکنه... حالا دیونه کن هم شدیم دیگه
یکشنبه 16 مهر 1391 22:51
من
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ع
یکشنبه 16 مهر 1391 22:51
من
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
تبریک به خاطر قرارداد جانشینتون توی زندان
امیدوارم مرکز ترک اعتیادتون به اندازه کافی پولساز باشه
دوشنبه 17 مهر 1391 11:01
کیهان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درود
زنان اگر بخواهند می توانند بهشت را به جهنم و جهنم را به بهشت تبدیل کنند! این را یادت باشه دکتر جان
دوشنبه 17 مهر 1391 12:08
شیدا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
برای مردان متاهل دیوانه شما که از این مملکتید چی تجویز میکنید ؟
دوشنبه 17 مهر 1391 13:16
آلاله
امتیاز: 0 0
لینک نظر
البته کسی منکر قدرت خانم ها و توانایی آنها نیست هر چند امروزه این بعد از قدرت خانم ها که قادرند یک مرد عاقل را در زمان کوتاه به یک دیوانه تبدیل کنند نمود بیشتری دارد-

این جمله به شدت لایک داره
دوشنبه 17 مهر 1391 13:23
شکیبا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
تو ولایت ما هم متاسفانه این رسم هست
و متاسفانه شاهد مورد دوم هم هستیم دیوانه شدن مردان عاقل توسط زنان و برعکسش هم بوقور یافت میشه
دنیا وارونه شده
دوشنبه 17 مهر 1391 14:37
ساینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اقای دکتر من عاشق دختر کوچولوتم از اون بنویس
دوشنبه 17 مهر 1391 21:45
نیکو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شاید
تابلوی آرزوهای من ساده س
با خدا این جاست آپم
سیب باشید[گل]
دوشنبه 17 مهر 1391 22:12
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خسته نباشید. خوب مینویسید حیف که دیر به دیر
سه‌شنبه 18 مهر 1391 02:35
نیکا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با این حساب خدا هر دوشون رو شفا بده
رو دست هم بلند شدند
سه‌شنبه 18 مهر 1391 23:38
نــســتــرטּ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چه جالب !!! : )
چهارشنبه 19 مهر 1391 10:08
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راست میگید .. خانمها از وقتی که یه پا مرد شدند از قدرتشون یه طور دیگه استفاده کردند ... :(
چهارشنبه 19 مهر 1391 12:16
یه دوست
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دکتر خوبین ؟ خانواده محترم خوبن ؟ چرا نظر قبلی من رو تائید نکردین ؟
پاسخ:
سلام
مرسی از لطفتون
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 16:19
جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دوست بزرگوار جناب پزشک زندان
رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید.
مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای این جشنواره همکار ما باشید
چهارشنبه 8 آذر 1391 12:03
دختر آریایی(من مینویسم تا تو بخندی)
امتیاز: 0 0
لینک نظر

آقا این جمله آخریه نامردی بود!!
سه‌شنبه 12 دی 1391 00:03
میس بامداد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
روانشناسی که من باشم ـدر آینده ـ
این روز مرگی هارو برام خوندنی میکنه شغل سخت و خطرناکی دارید
سه‌شنبه 10 بهمن 1391 12:42
فضایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمیدونم این باور از کجا اومده که ازدواج شاهه همه درمانهاست
http://crazywriten.mihanblog.com/post/170
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد